Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پرهیز

تلفظ بین المللی : /pˈarhiz/ تلفظ :‌ [p'aRhiz]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • پرهیز از استعمال مشروبات الکلی
  • پرهیز غذایی
  • پرهیز نکردنی
  • پرهیز کردن از
  • پرهیز کردن
  • پرهیز جنسی
  • پرهیز دادن
  • پرهیز داشتن
  • پرهیز مطلق
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

پرهیز. [ پ َ ] ( اِمص ) حَذر. حِذر. احتراز. تحرّز. اجتناب. تجنب. خودداری. خویشتن داری. دوری.نگاه داری خود از... تَحفظ. امساک. اِتقاء. تَوَقّی.کف نفس. تحمّی. احتماء. حِمیة. شحشحه : ز بدها نبایدت پرهیز کردچو پیش آیدت روزگار نبرد.فردوسی.چهل روز با لشکر آویز بودگهی رزم و گه روی پرهیز بود.فردوسی.وزو هر که داندش پرهیز به گلوی ورا دشنه تیز به.فردوسی.چنین گفت کز دور چرخ بلندچو خواهد رسیدن کسی را گزندبپرهی...

فرهنگ عمید

۱. = پرهیزیدن۲. (اسم مصدر ) حذر، احتراز، اجتناب.۳. (اسم مصدر ) خویشتن داری، خودداری از انجام دادن کاری یا خوردن چیزی که ضرر داشته باشد.۴. (اسم مصدر ) خودداری از حرام.* پرهیز جستن: (مصدر لازم ) [قدیمی] = * پرهیز کردن* پرهیز شکستن: (مصدر لازم ) ترک پرهیز کردن.* پرهیز کردن: (مصدر لازم )۱. دوری کردن از کاری یا چیزی.۲. خودداری کردن از خوردن بعضی خوراکی ها....

فرهنگ معین

(پَ ) (اِ. ) ۱ - خویشتن داری . ۲ - نخوردن بعضی از غذاها. ۳ - خودداری از حرام .

دانشنامه آزاد فارسی

پَرْهیزدر پزشکی، به معنای نخوردن برخی از خوراکی ها یا نوشیدنی ها در دورۀ بیماری یا در شرایط خاص. مثلاً، بیماران مبتلا به فشار خون باید از مصرف نمک و بیماران دیابتی باید حتی الامکان از مصرف قندهای ساده پرهیز کنند. گاه مصرف نوعی ماده غذایی در فردی که با داروی خاصی تحت درمان است، باعث بروز مشکلاتی می شود که در این حالت نیز باید از مصرف آن پرهیز کرد. گاه به افراد سالم هم توصیه می شود که از مصرف مواد خ...

فرهنگ فارسی

1. خودداری از مصرف مواد با هدف درمان اعتیاد 2. خودداری از انجام عمل جنسی

حذر، احتراز، اجتناب، خویشتن داری، خودداری، ازانجام دادن کاری یاخوردن چیزی که ضررداشته باشد، خودداری ازحرام( اسم ) ۱- خویشتن داری خودداری دوری اجتناب تجنب احتراز تحرز حذر تحفظ امساک اتقائ کف نفس . ۲- نخوردن بعضی غذاها و مشروبات بدستور طبیباحتمائ رژیم مقابل ناپرهیزی . ۳- باز ایستادن از حرام پارسایی تقوی ورع عفت اتقائ تقیه...

مترادف و متضاد

احتما، امساک، رژیم

اتقا، اجتناب، احتراز، تجنب، تحرز، حذر، خویشتن‌داری، دوری، رژیم، کف‌نفس، گریز، ورع

۱. اتقا، اجتناب، احتراز، تجنب، تحرز، حذر، خویشتنداری، دوری، رژیم، کفنفس، گریز، ورع
۲. احتما، امساک، رژیم

abstinence (اسم)خودداری، پرهیز، ریاضت، پرهیز از استعمال مشروبات الکلیregimen (اسم)پرهیز، حکومت، دسته، پرهیز غذایی، سیستم اداریauthorsterity (اسم)پرهیز، ریاضت، سخت گیری، ت...

واژه نامه بختیاریکا

نَه کِردِن

فرهنگستان زبان و ادب

{abstinence} [اعتیاد، روان شناسی] 1. خودداری از مصرف مواد با هدف درمان اعتیاد 2. خودداری از انجام عمل جنسی

کلمات مرتبط

  • پرهیز از استعمال مشروبات الکلی
  • پرهیز غذایی
  • پرهیز نکردنی
  • پرهیز کردن از
  • پرهیز کردن
  • پرهیز جنسی
  • پرهیز دادن
  • پرهیز داشتن
  • پرهیز مطلق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات