معانی کلمه : پرهیز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
(پَ ) (اِ. ) ۱ - خویشتن داری . ۲ - نخوردن بعضی از غذاها. ۳ - خودداری از حرام .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
1. خودداری از مصرف مواد با هدف درمان اعتیاد 2. خودداری از انجام عمل جنسی
مترادف و متضاد
احتما، امساک، رژیم
اتقا، اجتناب، احتراز، تجنب، تحرز، حذر، خویشتنداری، دوری، رژیم، کفنفس، گریز، ورع
۱. اتقا، اجتناب، احتراز، تجنب، تحرز، حذر، خویشتنداری، دوری، رژیم، کفنفس، گریز، ورع
۲. احتما، امساک، رژیم
واژه نامه بختیاریکا
نَه کِردِن
فرهنگستان زبان و ادب
{abstinence} [اعتیاد، روان شناسی] 1. خودداری از مصرف مواد با هدف درمان اعتیاد
2. خودداری از انجام عمل جنسی
