پرهیز کردن. [ پ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دوری کردن. خودداری کردن. حذر کردن. حِذر. حِذار. محاذره. احتراز. تحرز.اجتناب کردن. مجتنب بودن. مجانبت. تجنیب. تجنب. تحفظ. اِلاحة. امساک. استتار. تطرّس. ( منتهی الارب ). نَستﱡر. اکتلاء. احتماء. تحمی. تحاشی. اشاحة : که پرهیز از آن کن که بد کرده ای که او را به بیهوده آزرده ای.فردوسی.ز بدها نبایدت پرهیز کردچو پیش آیدت روزگار نبرد.فردوسی.پرهیز کن از کسی که نشناسددن...
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) (مص ل . ) ۱ - دوری کردن . ۲ - پارسایی کردن .
فرهنگ فارسی
تنظیم و محدود کردن برنامۀ غذایی روزانه متـ . پرهیز دادن، پرهیز داشتن، رژیم گرفتن، رژیم داشتن
( مصدر ) ۱- دوری کردناجتناب کردن حذر کردن احتراز کردن . ۲- پارسایی کردن اتقائ تقیه ورع بازایستادن از حرام. ۳- ترسیدن . ۴- بیم کردن از چیزی نامناسب و مضر .
دانشنامه عمومی
اجتناب کردن.
مترادف و متضاد
abstain(فعل)
خودداری کردن، پرهیز کردن، امتناع کردن
keep away(فعل)
پرهیز کردن، پرهیز کردن از
فرهنگستان زبان و ادب
{diet} [تغذیه] تنظیم و محدود کردن برنامۀ غذایی روزانه
متـ . پرهیز دادن، پرهیز داشتن، رژیم گرفتن، رژیم داشتن