پرش . [ پ ِ ] (فرانسوی ، اِ) نوعی ماهی دارای پره های شنای خاردار، از خانواده ٔ پرسیده و آن خاص نیمکره ٔ شمالی است .
پرش .[ پ َ رِ ] (اِمص ) اسم مصدر از پریدن . عمل پریدن . پرواز. طَیَران . || فعل جَستن . عمل جَستن . جَهش . جَست : اختلاج ؛ پرش چشم . اختلاج جفن ؛ پریدن چشم .
یکی از دستورهای برنامه که باعث تغییر روند اجرا میشود
۱هرنوبت نشستن مرغ بر تخم و بیرون آمدن جوجه را گویند ۲برش ...
پرواز، طیران
جستن، جست، جهش، جهیدن، خیز
۱. جستن، جست، جهش، جهیدن، خیز
۲. پرواز، طیران