کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پدرمرده | کلماتور
معانی کلمه : پدرمرده
تلفظ بین المللی :
/pˌedarmˈorde/
تلفظ :
[p,edaRm'oRde]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
جایی برای پیرمردها نیست
پیرمردها
پیرمردها نمی میرند
مدرسه پیرمردها
روغن پرورده
سایه پرورده
زیتون پرورده
شاه پسرمرد
شیرۀ پرورده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
پدرمرده. [ پ ِ دَ م ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) یتیم از پدر :
گر از کارداران بود رنج نیز
که خواهند هم از پدرمرده چیز.
فردوسی.
پدرمرده را سایه بر سر فکن
غبارش بیفشان و خارش بکن.
سعدی.
|| بدبخت.
فرهنگ عمید
کسی که پدرش مرده باشد، یتیم: پدرمرده را سایه بر سر فکن / غبارش بیفشان و خارش بکن (سعدی۱: ۸۰ ).
کلمات مرتبط
جایی برای پیرمردها نیست
پیرمردها
پیرمردها نمی میرند
مدرسه پیرمردها
روغن پرورده
سایه پرورده
زیتون پرورده
شاه پسرمرد
شیرۀ پرورده
نظرات