کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پدردار | کلماتور
معانی کلمه : پدردار
تلفظ بین المللی :
/pedˈardɑr/
تلفظ :
[ped'aRdAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گل پردار
پدیدار
پدیدار شناسی
پدیدارشناسی ادراک
پدیدارشناسی روح
پدیدارگرایی
از خلال ابر یا مه پدیدار شدن
پدیدار شدن
پدیدارازخلال ابرها
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پدردار. [ پ ِ دَ ] ( نف مرکب ) صاحب پدر. دارنده پدر. || در تداول عامّه ، نجیب. اصیل.
فرهنگ عمید
۱. کسی که پدر دارد.
۲. [مجاز] نجیب، اصیل، نیک نژاد.
فرهنگ معین
( ~. ) (ص فا. ) کنایه از: نجیب ، اصیل .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- صاحب پدر دارند. پدر . ۲- نجیب اصیل : فلان آدم پدر داری است .
کلمات مرتبط
گل پردار
پدیدار
پدیدار شناسی
پدیدارشناسی ادراک
پدیدارشناسی روح
پدیدارگرایی
از خلال ابر یا مه پدیدار شدن
پدیدار شدن
پدیدارازخلال ابرها
نظرات