Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : وانشاندن

تلفظ بین المللی : /vˈɑnʃˈɑndan/ تلفظ :‌ [v'AnS'Andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • وارشاندن
  • واراندن
  • وارهاندن
  • واماندن
  • وانهادن
  • مثل خر در گل واماندن
  • واخواندن
  • واستاندن
  • واکشادن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

وانشاندن. [ ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) فرونشاندن.
- چراغ وانشاندن ؛ خاموش کردن چراغ. کشتن چراغ :
سخت به ذوق می دهد باد ز بوستان نشان
صبح دمید و روز شد خیز و چراغ وانشان.
سعدی.

فرهنگ عمید

بازنشاندن، فرونشاندن.

کلمات مرتبط

  • وارشاندن
  • واراندن
  • وارهاندن
  • واماندن
  • وانهادن
  • مثل خر در گل واماندن
  • واخواندن
  • واستاندن
  • واکشادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات