Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هنجیدن

تلفظ بین المللی : /handʒˈidan/ تلفظ :‌ [handZ'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • فضای هنجیده
  • جبر هنجیده
  • رنجیدن
  • سنجیدن
  • سنجیدنی
  • فنجیدن
  • لاف سنجیدن
  • لنجیدن
  • باهم سنجیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

هنجیدن.[ هََ دَ ] ( مص ) بیرون کشیدن و برآوردن. ( برهان ).
- برهنجیدن ؛ گستردن. ( یادداشت مؤلف ). گشودن :
چنان که مرغ هوا پرّ و بال برهنجد
تو بر خلایق بر، پرّ مردمی برهنج.
ابوشکور.
- || بیرون آمدن :
دل اندر مهر می برهنجد از تن
چنان چون سنگ مغناطیس و آهن.
فخرالدین اسعد.

فرهنگ عمید

کشیدن؛ برکشیدن؛ بیرون کشیدن؛ برآوردن.
⟨ برهنجیدن: (مصدر متعدی) [قدیمی] کشیدن؛ گستردن: ◻︎ چنان‌که مرغ هوا پر و بال بر‌هنجد / تو بر خلایق بر پر مردمی بر‌هنج (ابوشکور: شاعران بی‌دیوان: ۸۴).

کشیدن، برکشیدن، بیرون کشیدن، برآوردن.* برهنجیدن: (مصدر متعدی ) [قدیمی] کشیدن، گستردن: چنان که مرغ هوا پر و بال بر هنجد / تو بر خلایق بر پر مردمی بر هنج (ابوشکور: شاعران بی دیوان: ۸۴ )....

فرهنگ معین

(هَ دَ ) [ په . ] (مص م . ) ۱ - برکشیدن ، بیرون کشیدن . ۲ - پوست کندن .

کلمات مرتبط

  • فضای هنجیده
  • جبر هنجیده
  • رنجیدن
  • سنجیدن
  • سنجیدنی
  • فنجیدن
  • لاف سنجیدن
  • لنجیدن
  • باهم سنجیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات