معانی کلمه : هلالوش
لغت نامه دهخدا
هلالوش. [ هََ ] ( اِ ) هیاهو. ( یادداشت مؤلف ). فتنه و آشوب ، و آن را خلالوش نیز گویند. ( انجمن آرا ) :
هلالوش جویان دین بی هشند
تو بیهوش را در هلالوش کن.
هلالوش جویان دین بی هشند
تو بیهوش را در هلالوش کن.
فرهنگ عمید
شور، غوغا، غلغله، فتنه وآشوب.
فرهنگ معین
(هَ ) (اِ. ) شور، غوغا، غلغله .
مترادف و متضاد
آشوب، غوغا، فتنه
