Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هزیمه

تلفظ بین المللی : /hazˈimeː/ تلفظ :‌ [haz'ime:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • شاخص عملکرد هزینه
  • ساختار ریزِ هزینه
  • مبنای هزینه کرد
  • ناظر هزینه
  • به حساب هزینه نیامده
  • حساب هزینه
  • صورت هزینه
  • فوقالعاده و هزینهء سفر
  • کمک هزینه
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

هزیمة. [ هََ م َ ] (ع مص ) هزیمت . شکستن لشکر و دشمن را. (منتهی الارب ). شکستن لشکر. (تاج المصادر بیهقی ). || (اِمص ) شکست لشکر. (منتهی الارب ). اسم است از فعل هزم . (از اقرب الموارد). رجوع به هزیمت شود. || (ص ) ستور لاغر. (منتهی الارب ). واحدة العجائف من الدواب . (از اقرب الموارد). || چاه بسیارآب . ج ، هزائم . (از منتهی الارب ). واحد هزائم و چاههای بسیارآب به سبب آرام ماندن آن . (از اقرب الموارد)...

فرهنگ معین

(هَ زِ مَ ) [ ع . هزیمة ] (اِ. ) چاه ، چاه پُر آب .

کلمات مرتبط

  • شاخص عملکرد هزینه
  • ساختار ریزِ هزینه
  • مبنای هزینه کرد
  • ناظر هزینه
  • به حساب هزینه نیامده
  • حساب هزینه
  • صورت هزینه
  • فوقالعاده و هزینهء سفر
  • کمک هزینه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات