معانی کلمه : هزار پیشه
لغت نامه دهخدا
هزارپیشه. [ هََ/ هَِ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) رجوع به هزاربیشه شود.
نقل قول
گویش مازنی
کلک باز – کسی که برای رسیدن به اهدافش دست به هر کاری زند
/hezaar pishe/ کلک باز – کسی که برای رسیدن به اهدافش دست به هر کاری زند
واژه نامه بختیاریکا
( هزار پیشِه ) جعبه ای مخصوص که اسباب چای را در آن میگذارند
