کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه هزارگان | کلماتور
معانی کلمه : هزارگان
تلفظ بین المللی :
/hˈezɑrˌeɡɑn/
تلفظ :
[h'ezAR,egAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
ارتفاع های هزارگانی
هزارگانی
دره هزاران دود
هزاران
هزارخانه
هزاران زن مثل من
ده هزاران
هزارانی
هزارخانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
هزارگان. [ هََ / هَِ ] ( ص نسبی ) هزاران. هزار : هزارگان درم فرمود ایشان را و همگان امید گرفتند. ( تاریخ بیهقی ). || مرتبه چهارم اعداد دهدهی که پس از صدگان است و آن شامل اعداد چهاررقمی است.
فرهنگ معین
( ~. ) (اِ. ) نوعی تنبیه و شکنجه ، هزار تازیانه .
کلمات مرتبط
ارتفاع های هزارگانی
هزارگانی
دره هزاران دود
هزاران
هزارخانه
هزاران زن مثل من
ده هزاران
هزارانی
هزارخانی
نظرات