کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : نیم بار
تلفظ بین المللی :
/nˈim bˈɑr/
تلفظ :
[n'im b'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
بار نیم فله ای
یک و نیم بار وابسته به عشق
با چشم نیم باز نگاه کردن
پستچی سه بار در نمی زند
بار کج به منزل نمی رسد
اولد بار نیو ساوت ولز
بار بیچ نیو ساوت ولز
قنات نی بار کاشمر
نیم پز کردن با اب گرم
لغت نامه دهخدا
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
نیم بار. ( ق مرکب ) نیم دفعه. کنایه از لحظه ای کوتاه :
هر که به کوی تو نیم بار فروشد
جان به یکی دم هزار بار برآورد.
خاقانی.
واژه نامه بختیاریکا
تِی
کلمات مرتبط
بار نیم فله ای
یک و نیم بار وابسته به عشق
با چشم نیم باز نگاه کردن
پستچی سه بار در نمی زند
بار کج به منزل نمی رسد
اولد بار نیو ساوت ولز
بار بیچ نیو ساوت ولز
قنات نی بار کاشمر
نیم پز کردن با اب گرم
نظرات