نوید. [ ن َ ] (اِخ ) غلام علی بیگ اﷲآبادی (میرزا...) متخلص به نوید. از پارسی گویان هند است و در عهد نواب امیرخان بهادر کوتوال اﷲآباد بود و چندی هم منصب قضا داشت . او راست : ما بندگی مغبچه بسیار کرده ایم شد مدتی که دختر رز بار کرده ایم .
(از صبح گلشن ص 561) (فرهنگ سخنوران ).
نوید. [ ن َ ] (ا...
فرهنگ عمید
مژده، بشارت، خبر خوش، مژدگانی.
فرهنگ معین
(نَ ) (اِ. ) ۱ - خبر خوش ، بشارت . ۲ - وعدة نیک .
دانشنامه عمومی
نوید (روستا). نوید (در عربی: النَوید ) نام روستایی است در دهستان الُمحابشة از توابع استان حَجّه در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).جمعیت آن (۸۰ ) نفر (۹ خانوار) می باشد.wiki: ماهواره نوید علم و صنعت که به اختصار ماهواره نوید نیز نامیده می شود، سومین ماهواره پرتاب شده...
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: na(o)vid) خبر خوش ، مژده ؛ وعدهی نیک و خوش ، سخن امیدوار کننده ؛ (در قدیم) وعدهی دعوت به مهمانی ، مقابلِ خرام .
اسم: نوید (پسر) (فارسی) (تلفظ: na (o) vid) (فارسی: نويد) (انگلیسی: navid) معنی: خبر خوش، مژده، وعده نیک، وعده ی نیک و خوش، سخن امیدوار کننده، ( در قدیم ) وعده ی دعوت به مهمانی، مقابلِ خرام