Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نو

تلفظ بین المللی : /nˈoː/ تلفظ :‌ [n'o:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • نو اموز استخدام کردن
  • نو اموز تعالیم مسیحیت
  • نو اموزمذهبی
  • نو اوری کردن
  • نو کاری کردن
  • نو کردن
  • نو بویین
  • نو جمه
  • نو خانه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

نو. [ ن َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان القورات بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند. رجوع به فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 شود.

نو. [ ن َ / نُو ] (اِمص ) ناله و زاری . (از انجمن آرا) (آنندراج ) (برهان ...

فرهنگ عمید

تازه، هر چیز تازه.

فرهنگ معین

(ص .) [ په . ] (ص .) تازه ، جدید.

(نَ یا نُ) (اِمص .) 1 - ناله . 2 - جنبش ، حرکت . 3 - لرزه ، لرزش .

(ص . ) [ په . ] (ص . ) تازه ، جدید.
(نَ یا نُ ) (اِمص . ) ۱ - ناله . ۲ - جنبش ، حرکت . ۳ - لرزه ، لرزش .

دانشنامه آزاد فارسی

نو (No)نمایش سُنتی اشرافی ژاپنی، که قرن های ۱۴ تا ۱۶ دوران شکوفایی آن بود و هنوز هم اجرا می شود. مجموعه ای از ۲۵۰ قطعۀ نمایشی که از میان آن ها پنج قطعه، یکی از چند مجموعۀ نمایش اختصاص یافته به موضوعات گوناگون، در اجرایی یک روزه به نمایش درمی آید. رقص، میم، موسیقی، و خواندن سرود و آواز، درون مایه های اسطوره ای یا تاریخی را نمود می بخشند. همۀ بازیگران این نمایش مرد هستند که برخی از آن ها نقاب به چهر...

دانشنامه عمومی

نو یا تازه می تواند اشاراه به یکی از موارد زیر داشته باشد:نو به معنای جدیدنو (اسطوره شناسی)نو (حرف)نو (تئاتر)wiki: بخش حویق شهرستان تالش در استان گیلان ایران است.wiki: شهرستان طوالش در استان گیلان ایران است.فهرست روستاهای ایراناین روستا در دهستان حویق قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۰ نفر (۱۶خانوار) بوده است.wiki: نو (طوالش)...

گویش مازنی

۱از توابع دهستان بندپی بابل ۲تازه ۳قایق

ناوچوبی،که مصارف گوناگونی از جمله انتقال آب از جایی به جای ...

/no/ ناوچوبی، که مصارف گوناگونی از جمله انتقال آب از جایی به جای دیگر دارد & از توابع دهستان بندپی بابل - تازه ۳قایق

گویش اصفهانی

تکیه ای: now
طاری: nuv
طامه ای: nü
طرقی: nö
کشه ای: nev
نطنزی: now

مترادف و متضاد

ابتکاری، بدیع، بکر، تازه، جدید، طرفه، طری، طریف، مدرن، نوین ≠ قدیم، کهنه

pioneer (صفت)نوup-to-date (صفت)در جریان روز، مطلع، باخبر، بهنگام، نو، تازه، جدید، مطابق اخرین طرزbrand-new (صفت)تر و تازه، کاملا نو، نوnew (صفت)نو، تازه، جدید، نوینmodern (صفت)نو، جدید، مدرن، نوین، امروزی، کنونی، متاخرnovel (صفت)نو، بدیع، جدیدspick-and-span (صفت)نو، تر و تمیز، کاملا تازه، اراسته و مرتب...

واژه نامه بختیاریکا

( نُو ) حرف بیان موقعیت. مثلاً شُمِنُو یعنی شامگاهان
( نُو ) غذا
( نُو ) نان
مچیله

فرهنگستان زبان و ادب

{new} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] یکی از زیرگزینه های پرونده که برای باز کردن پرونده ای جدید به کار می رود

کلمات مرتبط

  • نو اموز استخدام کردن
  • نو اموز تعالیم مسیحیت
  • نو اموزمذهبی
  • نو اوری کردن
  • نو کاری کردن
  • نو کردن
  • نو بویین
  • نو جمه
  • نو خانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات