Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نم کرده

تلفظ بین المللی : /nˈam kˈardeː/ تلفظ :‌ [n'am k'aRde:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • نم کردن
  • نمکرده
  • کار ناکرده
  • مهمات عمل نکرده
  • نشکرده
  • ناکرده
  • ناکرده کار
  • امتحان نکرده
  • انحنا پیدا نکرده
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

نم کرده. [ ن َ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مرطوب. آب زده. || در تداول ، کنایه از مجهز و آماده و منتظر. گویند: همیشه چند نفر نم کرده دارد؛ همیشه چند تن در انتظار و به فرمان اویند.

فرهنگ معین

(نَ. کَ دِ ) (ص مف . ) ۱ - رطوبت کشیده ، اندکی آب زده . ۲ - (کن . ) (عا. ) رفیقه ، معشوقه .

کلمات مرتبط

  • نم کردن
  • نمکرده
  • کار ناکرده
  • مهمات عمل نکرده
  • نشکرده
  • ناکرده
  • ناکرده کار
  • امتحان نکرده
  • انحنا پیدا نکرده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات