Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ نمک اب

تلفظ بین المللی : /nˈamak ˈaːb/ تلفظ :‌ [n'amak 'a:b]
لغت نامه دهخدا
  • نمک آب
  • نمک آب رود
  • اب نمک
  • اب نمک عمل اوری
  • کسی یا چیزی را توی یا در اب نمک خواباندن
  • آب نمک
  • آب نمک عمل آوری
  • ولسوالی نمک اب
  • نمک ابرود
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

( نمک آب ) نمک آب. [ ن َ م َ ] ( اِ مرکب ) آب نمک. نمکاب. آب ممزوج به نمک بسیار. آب که در آن نمک حل کرده باشند حفظ پنیر و امثال آن و نیز نگاه داری ماهی و گوشت و بعضی بقول و حبوب را. ( از یادداشت مؤلف ) : و هفت شبانروز در نمک آب نهند [ ترنج را که خواهند پرورده کنند ] و هر روز آب و نمک تازه کنند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). بهترین تدبیری اندر این حال آن است که او را زود به نمک آبی رقیق... بشویند. ( ذخیره...

کلمات مرتبط

  • نمک آب
  • نمک آب رود
  • اب نمک
  • اب نمک عمل اوری
  • کسی یا چیزی را توی یا در اب نمک خواباندن
  • آب نمک
  • آب نمک عمل آوری
  • ولسوالی نمک اب
  • نمک ابرود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات