کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نفس-تازه-کردن | کلماتور
معانی کلمه : نفس تازه کردن
تلفظ بین المللی :
/nˈafas tˈɑzeː kˈardan/
تلفظ :
[n'afas t'Aze: k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
تازه نفس
ولفنشتاین نیروی تازه نفس
نفس
نفس اماره
نفس بریده
نفس خود
نفس خود را فراموش کرده
نفس عمیق کشیدن
نفس نفس زدن
لغت نامه دهخدا
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
نفس تازه کردن. [ ن َ ف َ زَ / زِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رفع ماندگی کردن. اندکی استراحت کردن. نفس راست کردن. نفس درست کردن. دمی توقف و استراحت کردن کسی که راهی دراز آمده است یا بار سنگینی حمل کرده است و بغایت مانده و خسته است.
واژه نامه بختیاریکا
مجاز تازه کردن
کلمات مرتبط
تازه نفس
ولفنشتاین نیروی تازه نفس
نفس
نفس اماره
نفس بریده
نفس خود
نفس خود را فراموش کرده
نفس عمیق کشیدن
نفس نفس زدن
نظرات