معانی کلمه : نفثه
لغت نامه دهخدا
نفثة. [ ن َ ث َ ] (ع اِ) یکی نفث است . (از اقرب الموارد). رجوع به نفث شود. || دمیدگی . || دمیدگی افسونگر و دم دهنده . (ناظم الاطباء). || انداخته شده . (یادداشت مؤلف ). || کلام . (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
۱. یک بار دمیدن.
۲. یک بار آب دهان انداختن.
۲. یک بار آب دهان انداختن.
فرهنگ معین
(نَ ثَ یا ثِ ) [ ع . نفثة ] (مص ل . ) فوت کردن ، یک بار دمیدن .
