نشیج. [ ن َ ] ( ع مص ) گلو گرفته شدن در گریه و خبه گریستن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ).گریه در گلو گره شدن و خفه گریستن. ( از المنجد ) ( ازاقرب الموارد ) ( از معجم متن اللغة ). نشج. ( معجم متن اللغة ) ( ناظم الاطباء ) ( المنجد ). || آواز دادن مشک و خم و دیگ درجوشیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). جوش زدن دیگ و خیک و مانند آنها، چندان که آواز برآید. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد )...