Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ناخوش احوال

تلفظ بین المللی : /nɑxˈoʃˈɑhvˈɑl/ تلفظ :‌ [nAx'oS'Ahv'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ناخوش
  • ناخوش امدن
  • ناخوش اواز
  • ناخوش اوازی
  • ناخوش دار
  • ناخوش داری
  • ناخوش داشتن
  • ناخوش دیدار
  • ناخوش روی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ناخوش احوال. [ خوَش ْ / خُش ْ اَ ] ( ص مرکب ) بیمار. ناسالم. مریض. بدحال. که سالم و سر حال نیست. که نقاهت دارد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه کسالت و نقاهت دارد.

کلمات مرتبط

  • ناخوش
  • ناخوش امدن
  • ناخوش اواز
  • ناخوش اوازی
  • ناخوش دار
  • ناخوش داری
  • ناخوش داشتن
  • ناخوش دیدار
  • ناخوش روی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات