( ناخوش آمدن ) ناخوش آمدن. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ دَ ] ( مص مرکب ) پسند نکردن. ( ناظم الاطباء ). خوش نیامدن. بد آمدن. خوش نداشتن. نپسندیدن. استبشاع. اعتناف.ناپسند افتادن. مقابل خوش آمدن. رجوع به خوش آمدن شود : افشین را سخت ناخوش و هول آید در چنین وقت آمدن من نزدیک وی. ( تاریخ بیهقی ). قوم را سخت ناخوش می آید وی را در درجه ای بدان بزرگی دیدن. ( تاریخ بیهقی ). خداوند، باشد که با خاصگان خوش گوید و ایشا...
فرهنگ فارسی
( ناخوش آمدن ) ( مصدر ) ۱ - خوش نیامدن ناپسند آمدن :[ خداوند باشد که باخاصگان خوش گوید و ایشان را از آن ناخوش آید . ] ۲ - نامطبوع بودن دلپسند نبودن : [ پس تشدیدباحرف رائ ناخوش نیاید.]