Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نابسامانی

تلفظ بین المللی : /nˌɑbesɑmˈɑni/ تلفظ :‌ [n,AbesAm'Ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • گور نابسامان
  • نابسامان
  • نابسامان کار
  • ناسامانی
  • نامسلمانی
  • نابسامدی
  • نابفرمانی
  • ناسامان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

نابسامانی. [ ب ِ ] ( حامص مرکب ) بی بند و باری. اختلال. خلل. خرابی : و بسیار زهاد و ابدال را به شیراز کشته و فساد و خرابی و نابسامانی کرده. ( تاریخ سیستان ). || فسق. فجور. || تبه کاری. غی. ستمکاری. ظلم :
بربائی از آن بدین دراندازی
گرگی بمثل ز نابسامانی.
مسعودسعد.

فرهنگ فارسی

۱ - بی سامانی بی نظمی اختلال . ۲ - بی ساز و برگی . ۳ - شناعت ناهنجاری .

مترادف و متضاد

آشفتگی، پراکندگی، پریشانی، نامجموع ≠ مجموع


کلمات مرتبط

  • گور نابسامان
  • نابسامان
  • نابسامان کار
  • ناسامانی
  • نامسلمانی
  • نابسامدی
  • نابفرمانی
  • ناسامان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات