Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نا

تلفظ بین المللی : /nˈɑ/ تلفظ :‌ [n'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • نا ابادان
  • نا ات
  • نا اج
  • نا اجده
  • نا اخته
  • نا ادم
  • نا اراست
  • نا اراسته
  • نا ازاد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

نا. (ع ضمیر) ضمیر است برای متکلم معالغیر (اول شخص جمع) و مشترک است در رفع و نصب و جر : ربنا اننا سمعنا. (قرآن 193/3) (المنجد).به هرچ از اولیا گویند صدقنی و وفقنی به هرچ از انبیا گویند آمنا و صدقنا. سنائی .|| رمز است از حدثنا. در کتب حدیث مخفف حدثنا است . بجای حدثنا یا اخبرنا. (یادداشت مؤلف )....

فرهنگ عمید

تاب‌و‌توان؛ رمق.

۱. (موسیقی) نی.
۲. گلو.

بوی نامطبوع نم و رطوبت که در بعضی از مواد غذایی مانده پیدا می‌شود.

به ابتدای کلمه می‌پیوندد و معنی آن را منفی می‌کند: ناآ گاه، نااستوار، نادرست، ناراست، ناپسندیده، ناتوان، نابینا، ناشکیبا، ناشناس، نارس، نامحرم، ناموافق، نااصل، نااهل، نابالغ.

به ابتدای کلمه می پیوندد و معنی آن را منفی می کند: ناآ گاه، نااستوار، نادرست، ناراست، نا...

فرهنگ معین

(اِ.) ناو، کشتی ، ناخدا.

(اِ.) (عا.) تاب و توان ، طاقت .

(اِ.) (عا.) = ناه :بویِ نم ، بویی که از اجناس نم گرفته به مشام می رسد.

(پش .) 1 - بر سر اسم درآید و آن را منفی سازد. (به معنی بی ): نا امن ، ناچیز. 2- غالباً بر سر صفت در آید: نادرست .

(اِ. ) ناو، کشتی ، ناخدا. (اِ. ) (عا. ) تاب و توان ، طاقت . (اِ. ) (عا. ) = ناه :بویِ نم ، بویی که از اجناس نم گرفته به مشام می رسد....

فرهنگ فارسی

( اسم ) بویی که مخصوص که مواد غذایی کهنه مانند آرد و آرد نخودچی و برنج و گندم و غیره بر اثر مانده شدن یا جای گرفتن در محلی مرطوب پیداکنند.
مخفف ناو است یا بمعنی نای و نی هم آمده .

دانشنامه عمومی

ناْ:(na) در گویش گنابادی یعنی نهاد ، قرار داد ، گذاشت

نا (شلسویگ هولشتاین). نا (به آلمانی: Nahe) یک شهر در آلمان است که در زگه برگ واقع شده است. نا ۲٬۳۵۶ نفر جمعیت دارد.فهرست شهرهای آلمانwiki: نا (شلسویگ هولشتاین)...

گویش مازنی

حلقوم

۱نه،علامت منفی ۲توان – طاقت

/naa/ نه، علامت منفی - توان – طاقت

گویش بختیاری

توان، قدرت nâ nârom>:قدرت ندارم> .

مترادف و متضاد

حلقوم

دم، رطوبت

شهنا، نای، نی

تاب توان رمق قوت، قوه

۱. تاب توان رمق قوت، قوه
۲. شهنا، نای، نی
۳. حلقوم
۴. دم، رطوبت

un- (پیشوند)
غیر، عدم، نه، لا، نا

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَنکَرَ: نا مطبوع ترین-نا موزون ترین-نکره ترینمعنی قَنَطُواْ: نا امید شدندمعنی یَقْنَطُ: نا امید می شودمعنی یَقْنَطُونَ: نا امید می شوندمعنی ﭐسْتَیْأَسَ: مأیوس و نا امید شدمعنی ﭐسْتَیْأَسُواْ: مأیوس و نا امید شدندمعنی خَبِیثَةٍ: نا پاک (مؤنث)معنی خَبِیثُونَ: نا پاکها - مردان ناپاکمعنی مَّعَرَّةٌ: مکروه و نا ملایممعنی مَا ضَعُفُواْ: نا توان نشدندمعنی مُّنکَرُونَ: ناشناسان - نا شن...

واژه نامه بختیاریکا

گلو
ناد؛ نهاد؛ نها؛ گذاشت
نای
نم؛ رطوبت
رِپ؛ تُ

کلمات مرتبط

  • نا ابادان
  • نا ات
  • نا اج
  • نا اجده
  • نا اخته
  • نا ادم
  • نا اراست
  • نا اراسته
  • نا ازاد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات