Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : میوه

تلفظ بین المللی : /mˈiveː/ تلفظ :‌ [m'ive:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • میوه افشاندن
  • میوه اور
  • میوه بندان
  • میوه بوم
  • میوه خانه
  • میوه خوار
  • میوه خواری
  • میوه خور
  • میوه خوردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

میوه. [ می وَ / وِ ] ( اِ ) بار و ثمر و هر محصولی از نباتات که از عقب گل و شکوفه برآمده و حاوی تخم می باشد. ( ناظم الاطباء ). ثمرة. ثَمار. بار. بر. حاصل. قطف. با دادن و خوردن و چیدن صرف شود. ( یادداشت مؤلف ). به کسر و فتح اول هر دو آمده. ( غیاث ). صاحب آنندراج گوید: بر هر میوه از خربزه و هندوانه و انارو انجیر و لیمو و نارنج اطلاق شود و خانه رس و نیم رس و گلوسوز و از شاخ کنده از صفات اوست و با لفظ...

فرهنگ عمید

تخمدان بارورشده و رسیدۀ گل که دانه‌ها را در بر می‌گیرد، به‌ویژه درصورتی‌که دارای گوشته باشد؛ بار؛ بر؛ ثمر.
⟨ میوهٴ دل: [مجاز] فرزند.

تخمدان بارورشده و رسیدۀ گل که دانه ها را در بر می گیرد، به ویژه درصورتی که دارای گوشته باشد، بار، بر، ثمر.
* میوهٴ دل: [مجاز] فرزند.

فرهنگ معین

(وِ ) (اِ. ) بار، ثمر. ، ~ی دل کنایه از: فرزند است .

دانشنامه آزاد فارسی

میوه (fruit)در گیاه شناسی، تخمدان رسیدۀ گیاهان گلدار که یک یا چند دانه یا تخمدان رشد کرده و یک یا چند هسته دارند. کاربرد آن حفظ تخم ها در جریان رشد و کمک به بذرافشانی است. اغلب میوه ها خوراکی، شیرین، آبدار و رنگی اند و ویتامین ها، کانی ها و آنزیم های بدن را تأمین می کنند، اما پروتئین اندکی دارند. بیشتر میوه ها از درخت های پایا حاصل می شوند. براساس شرایط اقلیمی رشد خود، از لحاظ طبقه بندی کشاورزی به...

فرهنگ فارسی

ساختاری در گیاهان که از نمو دیوارۀ تخمدان حاصل می‌شود و دانه یا دانه‌های رسیده را در بر می‌گیرد

بر، ثمر، بار در ت ، میوه دل: کنایه ازفرزند( اسم ) محصولی که پس از عمل لقاح در گلها براثر رشد مادگی بوجود میاید . میوه معمولا شامل دو قسمت است : یک قسمت بسبب رشد و نمو برچه هابوجود میاید که معمولا قسمت اندوخته یی و میوه خوراکی را میسازد و بنام پریکارپ خوانده میشود و قسمت دیگر که بر اثر رشد و نمو تخ...

دانشنامه عمومی

در ""گیاه شناسی"" به نهنج و تخمدان رسیده یک گیاه گلدار، میوه یا بَر می گویند. میوه ها خود معمولاً تخم گونه خود را نیز در دل دارند.آلبالو   انگور   هندوانه   نارنگی   موز   سیب   انجیر   توت قرمزهنگامی که در آشپزی بحث از میوه به عنوان غذا می شود، این واژه معمولاً فقط به میوه گیاهانی گفته می شود که شیرین و گوشتدار هستند مان...

گویش مازنی

۱آمرود – گلابی وحشی ۲درفهم

/mive/ آمرود – گلابی وحشی - درفهم

گویش اصفهانی

تکیه ای: miva
طاری: miva
طامه ای: miva
طرقی: miva
کشه ای: miva
نطنزی: miva

مترادف و متضاد

ثمره، حاصل، نتیجه

بار، بر، ثمر، فاکهه، محصول

۱. بار، بر، ثمر، فاکهه، محصول
۲. ثمره، حاصل، نتیجه

fruit (اسم)
بار، سود، فایده، میوه، ثمر، شایه

fruitage (اسم)
میوه، میوه جات، حاصل

واژه نامه بختیاریکا

مِش میوه

فرهنگستان زبان و ادب

{fruit} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ساختاری در گیاهان که از نمو دیوارۀ تخمدان حاصل می شود و دانه یا دانه های رسیده را در بر می گیرد

کلمات مرتبط

  • میوه افشاندن
  • میوه اور
  • میوه بندان
  • میوه بوم
  • میوه خانه
  • میوه خوار
  • میوه خواری
  • میوه خور
  • میوه خوردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات