مکان . [ م َک ْ کا ] (ع ص ) مرد مکنده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || آنکه بمکد شیر گوسپند را و ندوشد به ناکسی و فرومایگی . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به ماده ٔ قبل شود.
جا؛ محل؛ جایگاه.
〈 مکان ابرش: زمینی که در آن گیاهان بسیار به رنگهای مختلف باشد.
محل فیلمبرداری خارج از استودیو
مقام، رتبه، پایه، جاه، منزلت
جا، جایگاه، حله، ربع، فضا، محل، مسکن، مقام، مقر، موضع ≠ زمان
۱. جا، جایگاه، حله، ربع، فضا، محل، مسکن، مقام، مقر، موضع
۲. مقام، رتبه، پایه، جاه، منزلت ≠ زمان
جا، جایگاه