معانی کلمه : مول
لغت نامه دهخدا
مول . (اِ، از اتباع ) اتباع پول . مهمل پول : پول مول . (از یادداشت مؤلف ).
مول . [ م َ ] (ع اِ) مال و سامان و اسباب را گویند. (برهان ). مال باشد. (فرهنگ جهانگیری ).
مول . [ مُل ْ ] (فرانسوی ، اِ) (اصطلاح شیمی ) مُل . مخفف مولکول گرم . رجوع به مولکول گرم شود.
فرهنگ عمید
مولیدن#NAME?
۱. حرامزاده.
۲. (اسم، صفت) [قدیمی] معشوق زن غیر از شوهر خودش.
۱. حرامزاده.
۲. (اسم، صفت ) [قدیمی] معشوق زن غیر از شوهر خودش.
= مولیدن
۲. (اسم، صفت ) [قدیمی] معشوق زن غیر از شوهر خودش.
= مولیدن
فرهنگ معین
(اِ.) درنگ ، تأخیر.
(اِ.)1 - معشوق ، فاسق . 2 - فرزند نامشروع .
(اِ. ) درنگ ، تأخیر.
(اِ. )۱ - معشوق ، فاسق . ۲ - فرزند نامشروع .
(اِ. )۱ - معشوق ، فاسق . ۲ - فرزند نامشروع .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - درنگ در کاری تاخیر . ۲ - توقف در جایی .
رجل مول مرد بسیار مال و توانگر ٠
رجل مول مرد بسیار مال و توانگر ٠
دانشنامه عمومی
مول /mul/ [آدم]دورو، موذی، گاه برای تأکید با «مِلیس» /melis/ می آید. «مولِ مِلیس» کسی را گویند که علیرغم ظاهر آرام و بی آزار خود، بسیار موذی و خطرناک است.
گویش مازنی
۱آدم مرموز ۲ریشه کن شدن افراد یک دودمان ۳تخم حرام – فرزند ...
/mool/ آدم مرموز - ریشه کن شدن افراد یک دودمان ۳تخم حرام – فرزند نامشروع
مترادف و متضاد
حرامزاده
فاسق، معشوق
تاخیر، درنگ، کندی، مولش
۱. فاسق، معشوق
۲. حرامزاده
۳. تاخیر، درنگ، کندی، مولش
paramour (اسم)
یار، عاشق، معشوقه، رفیقه، فاسق، موله، مول
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۸۶(بار)
wikialkb: ریشه_مول
واژه نامه بختیاریکا
( مول * ) معشوقه
