کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مهرگانی | کلماتور
معانی کلمه : مهرگانی
تلفظ بین المللی :
/mˌeːhreɡˈɑni/
تلفظ :
[m,e:hReg'Ani]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مهرانی
مهربانی
مهربانی کردن
مهربانی کننده
مهرجانی
مهرگان
بی مهرگان
ادب و مهربانی
از روی مهربانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
مهرگانی. [ م ِ رَ / رِ / رْ ] ( ص نسبی ) منسوب به مهرگان. خزانی. پاییزی. ( ناظم الاطباء ) : چو ما مهرگانی بپوشیم خزبه نخجیر باید شدن سوی جز.فردوسی. || منسوب به جشن مهرگان : همایون و فرخنده بادت نشستن بدین جشن فرخنده مهرگانی.فرخی.به فرخی و به شادی و شاهی ایرانشاه به مهرگانی بنشست بامداد پگاه.فرخی.بلند آتش مهرگانی بساخت که تفش بچرخ اختران را بتاخت.اسدی ( گرشاسب نامه ص 357 ). || محصول پاییزی. ( ناظم ...
فرهنگ عمید
۱. = مهرگان
۲. (موسیقی ) [قدیمی] از الحان سی گانۀ باربد: ( چو نو کردی نوای مهرگانی / ببردی هوش خلق از مهربانی (نظامی۱۴: ۱۸۰ ).
فرهنگ معین
( ~. ) (ص نسب .) خزانی ، پاییزی .
( ~. ) (اِ.) نام لحن بیست و پنجم باربد.
( ~. ) (ص نسب . ) خزانی ، پاییزی .
( ~. ) (اِ. ) نام لحن بیست و پنجم باربد.
فرهنگ فارسی
( صفت واسم ) ۱ - نوایی است از موسیقی قدیم .
کلمات مرتبط
مهرانی
مهربانی
مهربانی کردن
مهربانی کننده
مهرجانی
مهرگان
بی مهرگان
ادب و مهربانی
از روی مهربانی
نظرات