معانی کلمه : مهربانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
محبت، دوستی.
فرهنگ فارسی
۱ - محبت : [ اسماعیل میرزا امام قلی میرزا را فرزند نامید و در آغوش مهربانی کشید . ] ۲ - نیکی خوشرفتاری . ۳ - رحم . ۴ - ( اسم ) یکی از گوشه های شور .۵ - نوعی جامه لطیف و خوش قماش .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
تولا، حفاوت، آزرم، خوشخلقی، دوستی، شفقت، عاطفه، عطوفت، عنایت، گرمسری، لطف، محبت، مرحمت، نوازش، نیکویی ≠ نامهربانی
واژه نامه بختیاریکا
دل کوره
