Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : منقعر

تلفظ بین المللی : /monq1ˈaʔer/ تلفظ :‌ [monq1'a?eR]
لغت نامه دهخدادانشنامه اسلامی
  • زاویه ٔ مقعر
  • اینه مقعر
  • قوس مقعر
  • کبک منقار
  • لک لک منقارزرد مصری
  • مقعر
  • منقار
  • منقار دجاجه
  • منقاری 1
لغت نامه دهخدادانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

منقعر. [ م ُ ق َ ع ِ ] ( ع ص ) درخت از بیخ برکنده گردنده و بریده شونده و برزمین افتنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). درخت برکنده و از بیخ بریده شده و بر زمین افتاده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). برکنده. برکنده از بن. منقلع. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) : تنزع الناس کانهم اعجاز نخل منقعر. ( قرآن 20/54 ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مُّنقَعِرٍ: از ریشه کنده شدهریشه کلمه: قعر (۱ بار)«مُنْقَعِر» از مادّه «قعر» به معنای پایین ترین نقطه چیزی است، و لذا این واژه در معنای ریشه کن ساختن به کار می رود.. گویند: «اِنْقَعَرَتِ الشَّجَرَةُ» یعنی درخت از قعرش (ریشه‏اش) کنده شد. مُنْقَعِر یعنی از بیخ کنده شده یعنی: باد قوم عاد را می‏کند، ساقط می‏کرد گوئی تنه‏های از بیخ کنده شده نخل هستند این کلمه فقط یکبار در قرآن آمده ا...

کلمات مرتبط

  • زاویه ٔ مقعر
  • اینه مقعر
  • قوس مقعر
  • کبک منقار
  • لک لک منقارزرد مصری
  • مقعر
  • منقار
  • منقار دجاجه
  • منقاری 1
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات