Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مندرع

تلفظ بین المللی : /mondˈareʔ/ تلفظ :‌ [mond'aRe?]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مدرع
  • مندر
  • مندراگور
  • مندرج
  • مندرجات
  • مندرجه
  • مندرس
  • مندرس شدن
  • مندری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مندرع. [ م ُ دَ رِ ] ( ع ص ) پیش درآینده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). آنکه پیش می آید ونزدیک می گردد. ( ناظم الاطباء ). || آنکه به شتاب می رود. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). || استخوان از جای خود برآینده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). استخوان از جای خود برآمده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || شکم پر. ( آنندراج ). شکم پرشده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الار...

فرهنگ فارسی

پیش در آینده . آنکه پیش می آید و نزدیک می گردد .

کلمات مرتبط

  • مدرع
  • مندر
  • مندراگور
  • مندرج
  • مندرجات
  • مندرجه
  • مندرس
  • مندرس شدن
  • مندری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات