ممکنه . [ م ُ ک ِ ن َ /ن ِ ] (از ع ، ص ) ممکنة. رجوع به ممکن و ممکنة شود.
ممکنة. [ م ُ ک ِ ن َ ] (ع ص ) مؤنث ممکن . رجوع به ممکن شود.- ممکنةالخاصة ؛ ممکنه ٔ خاصه . قضیه ای است که حکم در آن به سلب ضرورت از جانب موافق و مخالف مردود باشد. مثال : و لا شی ٔ من الانسان بکاتب بالامکان الخاص . (از دستورالعلماء از فرهنگ عل...
فرهنگ فارسی
( اسم ) مونث ممکن : [ با وسایل ممکنه ] جمع : ممکنات یا قضیه ممکنه خاصه . قضیه ایست که حکم در آن به سلب ضرورت از جانب موافق و مخالف هر دو باشد مثال : [ لاشئ من الانسان بکاتب بالامکان الخاص . ] ( چیزی از انسان نویسنده نیست بامکان ویژه ) ( دستور . ج ۳ ص ۳۳۳ ) یا قضیه ممکنه عامه . قضیه ایست که حکم در آن به سلب ضرورت از جانب مخالف باشد مانند : [ کل انسان کاتب بالامکان العام ] ( هر انسانی نویسنده است با...