Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ممنوع کردن

تلفظ بین المللی : /mˈamnuːʔ kˈardan/ تلفظ :‌ [m'amnu:? k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • متنوع کردن
  • ممنون کردن
  • ایجاد مانع کردن
  • دچار مانع کردن
  • مانع جلو راهایجاد کردن
  • مانع شدن یاایجاد مانع کردن
  • مانع فراهم کردن برای
  • مانوس کردن
  • مانع ایجاد کردن
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

interdict (فعل)قدغن کردن، باز داشتن، رد کردن، اجازه ندادن، ممانعت کردن، ممنوع کردن، محجور کردن، نهی کردنdebar (فعل)باز داشتن، مانع شدن، محروم کردن، ممنوع کردنinhibit (فعل)مانع شدن، منع کردن، ممنوع کردن، باز داشتن و نهی کردن، از بروز احساسات جلوگیری کردنinjunct (فعل)ممنوع کردن...

کلمات مرتبط

  • متنوع کردن
  • ممنون کردن
  • ایجاد مانع کردن
  • دچار مانع کردن
  • مانع جلو راهایجاد کردن
  • مانع شدن یاایجاد مانع کردن
  • مانع فراهم کردن برای
  • مانوس کردن
  • مانع ایجاد کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات