کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مانع-فراهم-کردن-برای | کلماتور
معنی کلمه : مانع فراهم کردن برای
تلفظ بین المللی :
/mˈɑneʔ farˈɑham kˈardan barˈɑje/
تلفظ :
[m'Ane? faR'Aham k'aRdan baR'Aje]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مانع
مانع امدن
مانع داشتن
مانع شدن
مانع موقت
مانع انعقاد خون
مانع ایجاد لطمه بزندگی
مانع بروز مرض
مانع جلو راهایجاد کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
gag
(فعل)
محدود کردن، دهان بند بستن، پوزه بند بستن، مانع فراهم کردن برای
کلمات مرتبط
مانع
مانع امدن
مانع داشتن
مانع شدن
مانع موقت
مانع انعقاد خون
مانع ایجاد لطمه بزندگی
مانع بروز مرض
مانع جلو راهایجاد کردن
نظرات