کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ممتقع
تلفظ بین المللی :
/momtˈaq1eʔ/
تلفظ :
[momt'aq1e?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
سهل و ممتنع
مرتقع
ممتع
ممتنع
ممتنع الوجود
ممتنعه
ممتع شدن
ملتقع
ممتشع
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
ممتقع. [ م ُ ت َ ق ِ ] ( ع ص ) همه شیر پستان مکنده. ( از منتهی الارب ). || گونه برگشته. ( ناظم الاطباء ). گونه روی برگشته از ترس یا اندوه. ( از منتهی الارب ). رجوع به امتقاع شود.
کلمات مرتبط
سهل و ممتنع
مرتقع
ممتع
ممتنع
ممتنع الوجود
ممتنعه
ممتع شدن
ملتقع
ممتشع
نظرات