ملاهی. [ م َ ] ( ع اِ ) آلات بازی. ( منتهی الارب ). ج ِ مِلهی ̍ و مِلهات. آلات و ادوات لهو و لعب.( ناظم الاطباء ). ج ِ مِلهی ̍. ( از اقرب الموارد ) : به شرف نفس... مستثنی بود و بر منهاج حکمت و قضیت دین مستقیم و از التفات به انواع معازف و ملاهی منزه و مبرا. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 274 ).- آلات الملاهی ؛ آلات موسیقی. ( از اقرب الموارد ). || بازیها.( غیاث ) ( آنندراج ). بازیچه ها. جمع لهو ( ب...
فرهنگ عمید
آلات لهو.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ ملهی ، آلات و ادوات لهو و لعب .
فرهنگ فارسی
جمع ملهی به معنی آلت لهو ( اسم ) جمع ملهی آلات لهو اسباب بازی : [ ... در تجمل پادشاهی بنای ملاهی و مناهی را تمام برانداخته ... ] ( لباب الالباب :نف.۵٠ )