Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ملاطفه

تلفظ بین المللی : /malˈɑtefˌeː/ تلفظ :‌ [mal'Atef,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ملاحفه
  • ملاطف
  • ملاطفات
  • ملاطفت
  • ملاطفت امیز
  • ملافه
  • ملطفه
  • تختخواب و ملافه ان
  • ملاطفت نمودن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ملاطفة. [ م ُ طَ ف َ ] (ع مص ) با کسی لطف کردن . (تاج المصادر بیهقی ) نیکویی کردن و نرمی نمودن با هم . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء)(از اقرب الموارد). و رجوع به ملاطفت و ملاطفه شود.

ملاطفه. [ م ُ طَ ف َ / طِ ف َ ] ( از ع ، اِمص ) با کسی نکویی کردن. ( غیاث ) ( آنندراج ). مأخوذ از تازی ، ملاطفت. ( ناظم الاطباء ). ملاطفة : او را با محبوب خود در سر معامله ...

فرهنگ معین

(مُ طَ فَ ) [ ع . ملاطفة ] (مص ل . ) نیکویی و نرمی کردن .

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) نیکویی کردن با کسی . ۲ - نرمی کردن . ۳ - ( اسم ) نامه ای کوچک که بطریق ایجاز حاوی خلاصه مطالب باشد ملطفه : [ مشرفه شریف و ملاطفه لطیف که مشحون بصنوف وداد و موشح بالوف اتحاد بود رسید . ] ( مکاتبات رشیدی .۳۲ )
با کسی لطف کردن . نیکویی کردن و نرمی نمودن با هم .

کلمات مرتبط

  • ملاحفه
  • ملاطف
  • ملاطفات
  • ملاطفت
  • ملاطفت امیز
  • ملافه
  • ملطفه
  • تختخواب و ملافه ان
  • ملاطفت نمودن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات