معانی کلمه : مل
لغت نامه دهخدا
مل . [ م ُ ] (اِ) به لغت اندلس دوایی است که آن را پر سیاوشان گویند. (برهان ).
مل که چشم بد بر آن عارض رسد
زود درده بانگ تکبیر ای پسر.
فرهنگ عمید
گلابی#NAME?
موی انسان یا حیوان.
شراب؛ می: ◻︎ به زرّینه جام اندرون لعلمل / فروزنده چون لاله بر زردگل (عنصری: ۳۵۹)، ◻︎ نهاده بر یکی کف ساغر مل / گرفته بر دگر کف دستهٴ گل (نظامی۲: ۱۷۸).
فرهنگ معین
(مُ) (اِ.) 1 - گردن . 2 - کوهان گاو نر.
(مُ) (اِ.) 1 - نوعی از امرود بزرگ بی مزه . 2 - می و شراب انگوری .
(مُ ) (اِ. ) ۱ - نوعی از امرود بزرگ بی مزه . ۲ - می و شراب انگوری .
(مُ ) (اِ. ) ۱ - گردن . ۲ - کوهان گاو نر.
(مُ ) (اِ. ) ۱ - گردن . ۲ - کوهان گاو نر.
دانشنامه آزاد فارسی
مُل (moll)
در موسیقی ، معادل آلمانی «مینور» در صحبت از گام ، مثلاً B moll به معنای سی بمل مینور. متضاد dur به معنای ماژور.
در موسیقی ، معادل آلمانی «مینور» در صحبت از گام ، مثلاً B moll به معنای سی بمل مینور. متضاد dur به معنای ماژور.
wikijoo: مل
فرهنگ فارسی
پرسیاوشان
شراب، می ، به معنی امرود نیزگفته شده
( اسم ) ۱ - گردن .یا مل کلفت . گردن کلفت ۲ - کوهان گاو نر : [ ( ورزا ) قد یک گاومیش بود گنده بود و سفید با شاخهای راست و مل گنده بر آمده ] ( تنگسیر ۱۶ )
خمیر در زیر آتش کردن . به خاکستر گرم کردن نان و گوشت را . یا کوماج کردن .
( اسم ) ۱ - گردن .یا مل کلفت . گردن کلفت ۲ - کوهان گاو نر : [ ( ورزا ) قد یک گاومیش بود گنده بود و سفید با شاخهای راست و مل گنده بر آمده ] ( تنگسیر ۱۶ )
خمیر در زیر آتش کردن . به خاکستر گرم کردن نان و گوشت را . یا کوماج کردن .
دانشنامه عمومی
گردن
زنا مانند مل کوته (مل کودک) یعنی کودکی از مادر زنا کار (لهجه گیلی) شعر از حافط در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل هات الصبوح هبو یاایهاالسکارا
گویش مازنی
گردن
۱خمار ۲عشوه
۱درخت انگور تاک ۲زنبور کارگر که بزرگ تر از زنبورهای دیگر ...
/mal/ درخت انگور تاک - زنبور کارگر که بزرگ تر از زنبورهای دیگر است ۳راضی بودن و تمایل چهارپا برای جفت گیری تمایل ۴هنگام وقت پسوند زمان & خمار - عشوه
مترادف و متضاد
گردن
امرود، گلابی
باده، خمر، شراب، صهبا، می
۱. باده، خمر، شراب، صهبا، می
۲. پرسیاوشان
۳. امرود، گلابی
واژه نامه بختیاریکا
( مَل ) پر؛ سر مَل. مثلاً ملامل یعنی مالامال
سَرِ مِل وا راست نکِردِن
( مُل ) کول؛ بالاترین قسمت میانی تنه
( مِل ) مو
( مَل ) موج؛ موج رودخانه
سَرِ مِل وا راست نکِردِن
( مُل ) کول؛ بالاترین قسمت میانی تنه
( مِل ) مو
( مَل ) موج؛ موج رودخانه
