مقاسات. [ م ُ ] ( از ع ، اِمص ) رنج کشیدن. ( غیاث ). مقاساة. تحمل. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : و اگرنه آتشی که تن من بر این رنجها الف گرفته است و در مقاسات شداید خو کرده در این حوادث زندگانی چگونه ممکن باشدی. ( کلیله و دمنه چ مینوی ص 187 ). بنده را صبر او بود بر مقاسات آنچه بدو رسد از حکم حق سبحانه و تعالی. ( ترجمه رساله قشیریه چ فروزانفر ص 278 ). زبان تظلم بگشاد و مقاسات شداید و مکاید شرح ...
۱ - ( مصدر ) رنج چیزی را کشیدن : [ و اگر نه آنستی که تن من بر این رنجها الفت گرفته است و در مقاسات شداید خو کرده در این حوادث زندگانی چگونه ممکن باشدی ? ] ( کلیله . مصحح مینوی . ۲ ) ۱۸۷ - سختی کشیدن با کسی . ۳ - ( اسم ) تحمل رنج و سختی.