مواسات . [ م ُ ] (ع اِمص )مواسا. مواساة. غمخواری و یاریگری و مددکاری به مال . (ناظم الاطباء). معاونت یاران و دوستان و مستحقان است در معیشت و تشریک ایشان در قوت و مال . (نفائس الفنون ). غمخواری کردن کسی را به مال خود. برابر گردانیدن او را با خویش . و گفته اند که مواسات تنها در کفاف باشد و در فضل کفاف را مواساة نگویند. مشارکت و مساهمت در رزق و معاش . شرکت دادن دیگری در کفاف رزق و معاش خویش . اساء. م...
فرهنگ عمید
یاری دادن، به هم کمک کردن با دادن مال.
فرهنگ معین
(مُ ) [ ع . مواساة ] (مص م . ) یاری کردن ، کمک رساندن .
فرهنگ فارسی
یاری دادن، بهم کمک کردن بادادن مال، درفارسی مواسا هم میگویند ۱ - ( مصدر ) یاری کردن بمال و تن ۲ - ( اسم ) یاری گری : [ و بمواسات خویش هر وقت او را از خود شاکر و آسوده داری . ] ( کشف الاسرار ۵۱٠:۲ )
مترادف و متضاد
۱. روبرو، مقابل ۲. حمایت، کمک، مدد، یاری، یاریگری ۳. یاری کردن