Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مفؤد

تلفظ بین المللی : /mˈafvad/ تلفظ :‌ [m'afvad]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مفودجه
  • عمر مفید
  • عمر مفید طرح
  • مدود
  • مجود
  • مرود
  • مرودشت
  • مزود
  • مزودرم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مفؤد. [ م َ ئو ] ( ع ص ) ( از «ف ء د» ) گوشت بریان کرده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بریان کرده شده. ( از اقرب الموارد ). || نان بر خاکستر گرم پخته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بر خاکستر گرم نهاده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بددل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). جبان. ( اقرب الموارد ). || بر دل رسیده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گرفتاربیماری دل. ( ن...

فرهنگ فارسی

گوشت بریان کرده یا نان بر خاکستر گرم پخته .

کلمات مرتبط

  • مفودجه
  • عمر مفید
  • عمر مفید طرح
  • مدود
  • مجود
  • مرود
  • مرودشت
  • مزود
  • مزودرم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات