مفضول. [ م َ ] ( ع ص ) فضیلت داده شده. ( غیاث ) ( آنندراج ). مغلوب در فضل.که دیگری بر او فضل دارد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) ( از ذیل اقرب الموارد ). مقابل فاضل : توئی مملوک و هم مالک توئی مفضول و هم فاضل توئی معمول و هم عامل توئی بهرام و هم کیوان.ناصرخسرو ( دیوان چ تقوی ص 362 ).در حکمت نیکو نبود فاضل را فرمودن تا مفضول را بغایت و نهایت تعظیم سجده کند. ( تفسیر ابوالفتوح ). عالم و جاهل و فاضل و...
فرهنگ عمید
آن که دیگری بر او فضیلت دارد، کم فضل.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِ.مف . ) کسی یا چیزی که دیگری بر او فضیلت دارد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) کسی یا چیزی که دیگری بر او فضیلت دارد : [ چه در حکمت نیکو نبود فاضل را فرمودن یا مفضول را بغایت و نهایت تعظیم سجده کند ... ] ( تفسیرابوالفتوح چا. ۱ج ۱ص ۸۷ )