Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مغنده سری

تلفظ بین المللی : /maq1nˈadeː sˈari/ تلفظ :‌ [maq1n'ade: s'aRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مغنده
  • مغنده سر
  • دیر مانده
  • رانده و مانده
  • شب مانده
  • عقب مانده
  • باقی مانده
  • قوس دندانی باقی مانده
  • کلر باقی مانده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مغنده سری. [ م ُ غ ُ دَ / دِ س َ ] ( حامص مرکب ) صفت مغنده سر. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مغنده سر بودن :
به صد مغاک به رگناکی و مغنده سری
چکندر و گزری نیست کآن برابر او.
سوزنی ( از یادداشت ایضاً ).

فرهنگ فارسی

صفت مغنده سر مغنده سر بودن

کلمات مرتبط

  • مغنده
  • مغنده سر
  • دیر مانده
  • رانده و مانده
  • شب مانده
  • عقب مانده
  • باقی مانده
  • قوس دندانی باقی مانده
  • کلر باقی مانده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات