کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مغسوس | کلماتور
معنی کلمه : مغسوس
تلفظ بین المللی :
/mˈaq1suːs/
تلفظ :
[m'aq1su:s]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
مغسوسه
غیلان الموسوس
مبسوس
مدسوس
مانی الموسوس
محسوس
محسوس شدن
محسوسات
محسوسه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مغسوس. [ م َ ] ( ع ص ) خرمای تر تباه شده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رطب فاسد. غسیس. ( از اقرب الموارد ). || بعیر مغسوس ؛ شتر غساس زده. ( منتهی الارب ). شتر گرفتار بیماری غساس . ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
مغسوسه
غیلان الموسوس
مبسوس
مدسوس
مانی الموسوس
محسوس
محسوس شدن
محسوسات
محسوسه
نظرات