Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مغروری

تلفظ بین المللی : /maq1rˈuːri/ تلفظ :‌ [maq1R'u:Ri]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مروریه
  • محرورین
  • مغرور
  • مغرور شدن
  • مغرور کردن
  • مغرورانه
  • ادم مهم و مغرور
  • بسیار مغرور
  • لبخند مغرورانه زدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مغروری. [ م َ ]( حامص ) خودپسندی. گستاخی و خودبینی. تکبر و نخوت. ( از ناظم الاطباء ). مغرور بودن. برتنی. مقابل افتادگی و فروتنی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : ز مغروری کلاه از سر شود دورمبادا کس به زور خویش مغرور.نظامی.ز مغروری که در سر ناز گیردمراعات از رعیت بازگیرد.نظامی.حافظ افتادگی از دست مده زآنکه حسودعرض و مال و دل و دین ، در سر مغروری کرد.حافظ.و رجوع به مغرور شود....

فرهنگ فارسی

۱ - فریفتگی . ۲ - تکبر غرور .
ماخوذ از تازی خود پسندی و گستاخی و خود بینی و تکبر و نخوت .

کلمات مرتبط

  • مروریه
  • محرورین
  • مغرور
  • مغرور شدن
  • مغرور کردن
  • مغرورانه
  • ادم مهم و مغرور
  • بسیار مغرور
  • لبخند مغرورانه زدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات