Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مغتلم

تلفظ بین المللی : /maq1tˈalam/ تلفظ :‌ [maq1t'alam]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مغتلمه
  • متلمذ
  • مختلم
  • محتلم
  • مغتمر
  • مغتنم
  • مغلم
  • مغتنم شمردن
  • مغتم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مغتلم. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( ع ص ) تیزشهوت. ( ناظم الاطباء ). آن که شهوت بر او غلبه کرده باشد. غِلّیم. غَلِم. ( از اقرب الموارد ). به شهوت آمده. مست. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به اغتلام شود. || اشتر مست. ( مهذب اسماء ).

فرهنگ فارسی

تیز شهوت غلیم

کلمات مرتبط

  • مغتلمه
  • متلمذ
  • مختلم
  • محتلم
  • مغتمر
  • مغتنم
  • مغلم
  • مغتنم شمردن
  • مغتم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات