معیت. [ م َ عی ی َ ] ( ع مص جعلی ، اِمص ) همراهی. ( غیاث ) ( ناظم الاطباء ). صحابت. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : از استاد ابوعلی شنیدم که گفت صابران فیروزی یافتند به عز هر دو سرای زیرا که از خدای معیت یافتندچنانکه گوید ان اﷲ مع الصابرین . ( ترجمه رساله قشیریه چ فروزانفر ص 282 ).زهی سبقت که با آن اولیت ندارد هیچ موجودی معیت.( اسرارنامه چ گوهرین ص 17 ).این معیت کی رود از گوش من تا نگردم گرد دوران...
مَعیَّت(به معنی هم بودی) در فلسفه، اصطلاحی در مقابل تقدّم و تأخر، با هم بودن دو شیء را گویند. این با هم بودن یا از نظر زمانی است، مانند وجود تعدادی از موجودات در یک زمان خاص، یا از نظر منطقی. با هم بودن منطقی خود بر چهار گونه است: ۱. معیت شرفی: تساوی دو شخص در یک فضیلت؛ ۲. معیت رتبه ای: تساوی دو شخص بر حسب مبدأ سنجش واحد، مانند معیت حسن و زید در انسان بودن، یا معیت دو مأموم نسبت به یک امام جماعت؛ ...
فرهنگ فارسی
همراهی، باهم بودن۱ - باهم بودن همراهی : ( بمعیت ( در معیت ) فلان وارد شد . ] [ زهی سبقت که با آن اولیت ندارد هیچ موجودی معیت . ] ( اسرار نامه . چا . دکتر گوهرین ۱۷ ) ( در باره خدا ) . ۲ - مع بودن و مع دو چیز را گویند که میان ایشان تقدم و تاخر نبود باعتبار هر یکی از این وجوه بعد از اشتراک در آن معنی که اقتضائ یکی از این اقسام کند مانند دو چیز زمانی که یکی را بر دیگری تقدم و تاخر نبود و یا دو ذات مو...