مبیت . [ م ُ ب َی ْ ی ِ ] (ع ص ) آن که اراده ٔ کاری کند در شب و تدبیر آن نماید.(آنندراج ) (از منتهی الارب ). آن که در شب پی کاری رود. (ناظم الاطباء). آن که اراده ٔ کاری کند در شب و تصمیم گیرد. (فرهنگ فارسی معین ). || پیراینده و خشاره کننده خرمابن را. (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). || شبیخون آورنده بر کسی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). شبیخون آورنده بر دشمن . || تکلم کننده و اندیشه کننده و تدبیر کننده...
فرهنگ عمید
۱. شب را در جایی به سر بردن. ۲. (اسم ) جای خوابیدن، خوابگاه.
فرهنگ معین
(مَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - جای خواب . 2 - شب را گذراندن .
(مُ بَ یِّ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - آنکه ارادة کاری کند در شب و تصمیم گیرد. 2 - گفتگو کننده در شب . 3 - شبیخون آورنده .
(مُ بَ یِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - آنکه ارادة کاری کند در شب و تصمیم گیرد. ۲ - گفتگو کننده در شب . ۳ - شبیخون آورنده . (مَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - جای خواب . ۲ - شب را گذراندن .
فرهنگ فارسی
مسکن، خوابگاه، اطاق خواب، جای خوابیدن (اسم ) ۱ - آنکه اراد. کاری کند در شب و تصمیم گیرد . ۲ - گفتگو کننده در شب . ۳ - شبیخون آورنده .