Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : معلوق

تلفظ بین المللی : /mˈaʔluːq1/ تلفظ :‌ [m'a?lu:q1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ذرات معلق
  • ذرات معلق در هوا
  • ذو معلاق
  • ذو معلقه
  • الحکمه فی مخلوقات الله
  • سبعه ٔ معلقات
  • سوق المعلوم
  • سلطان معشوقان
  • عاشق و معشوق
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

معلوق . [ م َ ] (ع ص ) آویخته شده . (ناظم الاطباء). || آنکه در حلق او زلوک چسبیده باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). کسی که در حلق وی زلو چسبیده باشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معلوق . [ م ُ ] (ع اِ) آنکه از وی چیزی آویزند. (منتهی الارب )(آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط). هرآنچه بر وی چیزی آویزند خواه گوشت باشد و یا خرما و انگور و یا مشک ...

فرهنگ فارسی

آویخته شده یا آنکه در حلق او زلوک چسبیده باشد .

کلمات مرتبط

  • ذرات معلق
  • ذرات معلق در هوا
  • ذو معلاق
  • ذو معلقه
  • الحکمه فی مخلوقات الله
  • سبعه ٔ معلقات
  • سوق المعلوم
  • سلطان معشوقان
  • عاشق و معشوق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات