کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عاشق-و-معشوق | کلماتور
معانی کلمه : عاشق و معشوق
تلفظ بین المللی :
/ˈɑʃeq1 vˈa mˈaʔʃuq1/
تلفظ :
['ASeq1 v'a m'a?Suq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
جملات نمونه
کلمات مرتبط
عاشق چشم های بادامی یا چشم و ابروی کسی بودن
عاشق چشم و ابروی کسی نبودن
چرا عاشق سگ ها هستیم خوک ها را می خوریم و گاوها را می پوشیم
الهه عشق و زیبایی
الههء عشق و زیبایی
عشق و هنر
از عشق و شیاطین دیگر
پسران و عشاق
عشق و دیگر داروها
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
جملات نمونه
لغت نامه دهخدا
عاشق و معشوق. [ ش ِق ُ م َ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) دو تن که شیفته یکدیگر باشند. || دو نگین متغایر اللون که دریک خانه انگشتری باشد. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
دلباخته و کسی که مورد دلباختگی است
دو تن که شیفته یکدیگر باشند
جملات نمونه
عاشق و معشوق بودن
to be lovers
کلمات مرتبط
عاشق چشم های بادامی یا چشم و ابروی کسی بودن
عاشق چشم و ابروی کسی نبودن
چرا عاشق سگ ها هستیم خوک ها را می خوریم و گاوها را می پوشیم
الهه عشق و زیبایی
الههء عشق و زیبایی
عشق و هنر
از عشق و شیاطین دیگر
پسران و عشاق
عشق و دیگر داروها
نظرات