Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : معقود

تلفظ بین المللی : /mˈaʔq1uːd/ تلفظ :‌ [m'a?q1u:d]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • معقوده
  • زاویه ٔ معموده
  • عالم معقول
  • ایام معدودات
  • بستان العقول فی ترجمان المعقول
  • معاود
  • معاودت
  • معاودت کردن
  • معبود
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

معقود. [ م َ ] ( ع ص ) بسته و بند کرده و گره کرده. ( ناظم الاطباء ). بسته.بسته شده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : چنانکه خنصر و بنصر بر عقد یا حی یا قیوم بسته می دارد، انمله وسطی را به ذکر مجلس معلی معقود می گرداند. ( منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 306 ). فتح و نصرت بر اعداء دولت و دین ، به لوای او معقود باد و سایه همایونش بر همه جهانیان ممدود. ( جهانگشای جوینی ج 1 ص 2 ).احمداﷲ تعالی که به ارغام حسو...

فرهنگ عمید

گره کرده، بند کرده، بسته شده.

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - بسته شده ، گره بسته . ۲ - محکم گردیده .

فرهنگ فارسی

عقدشده، عقدبسته، گره کرده، بندکرده وبسته شده
( اسم ) ۱ - بسته شده گره بسته . ۲ - محکم گردیده .

کلمات مرتبط

  • معقوده
  • زاویه ٔ معموده
  • عالم معقول
  • ایام معدودات
  • بستان العقول فی ترجمان المعقول
  • معاود
  • معاودت
  • معاودت کردن
  • معبود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات